غر میزنیم...
به نام خدای خودم وخودت
سلاااااااااااااااام
خوبین؟
امروز یه کم دلم گرفته،دلم میخواد سر یه نفر غر بزنم،به خاطر اینکه کسی نیس که سرش غر بزنم واسه شما ها غر میزنم...
اینقد بدم میاد کسی بهم مسیج نمیده،اصن با همه آدم های دنیا قهرم.
اینقد بدم میاد از این موبایلم،موبایلی که براش نه مسیج بیاد نه زنگ بخوره به درد لای جرز دیوار میخوره.
اینقد بدم میاد وقتی خودم حی وحاضرم از یکی دیگه حالمو بپرسن،خوب موبایل دارم یه مسیج که بدی کلا میشه 10 تومن!!
باورتون نمیشه یعنی حاضرم کسی بهم فحش بده ولی وقتی بهش مسیج میدم حتما جوابمو بده،یعنی از فحش وبد وبیراه برام بدتره وقتی به یه نفر مسیج میدم جوابمو نده!!!
اینقد بدم میاد از اونایی که دلشون برای من تنگ نمیشه،تازشم با همشون قهرم،اصن هم دیگه دوسشون ندارم.
تازشم دلم میخواد با یه نفر دعوا کنم،دلم کسی رو میخواد که هر چی سرش غر بزنم آخرش هم با لبخند نگام کنه وبگه عاشق غر زدناتم!!!
پ.ن1:غر زدنام تموم شد :D
پ.ن2:دلم برای لمس نگاهت سخت بی قراری میکند، به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم؟؟؟
پ.ن3:عطر های خوب،شیشه خالیشان هم بعد از سال ها بوی خوش می دهد،مثل جای خالی تو...
تو کاردانی که بودیم 7تا بودیم (من ،مامان ندا،فاطی،الهام کوچیک،الهام بزرگ،سعیده،لیلا) زندگی خوابگاهی مون خیلی باحال بود وکلی خاطره خوب خوب داشتیم ....