سلام دختر کوچه ،نمی روی از یاد

قسم به عشق وکلوچه ، به آن که شد بر باد

سلام یار قدیمی ،فرشته کوچک

کلوچه های قشنگت، سبد سبد تک تک

درود بر تو عزیزم ،ستاره بر دامن

نمی روی ز خیالم ،بهار پیراهن

لباس نازک نرمت چه خوشگلت کرده

طنین محکم و گرمت چه خوشگلت کرده

صدای ناز وقشنگت دوباره پیچیده

غمی درون صدایت دوباره گنجیده

کنار کوچه نشستی غم از نگاهت ریخت

پسر که پیش تو امد گل از دهانت ریخت

بخر ، کلوچه بخر ، باز مهربانم باش

 در این سکوت وسیاهی تو سایه بانم باش

پسر نگاه تو کرد وکمی به تو خندید

دلت زدست زمانه عجیب می رنجید

غروب ، ساکت وغمگین ، دل شکسته ی تو

خمود،اشک وسیاهی ،بساط بسته ی تو

صدای ترمز ماشین ،شروع یک هیجان

غروب دفتر شاعر ،طلوع یک طوفان

وباز کوچه ما ساکت وبدون صدا

ونیست دخترکی که صدا کند مارا

وباز شاعر عاشق ترانه میخواند

برای خواندن شعرش بهانه میخواد

سه نقطه ...شاعر عاشق ترانه های تورا

سه رو ز مانده به اخر بهانه های تو را

وروز اخر عمرش دوباره میخواند

دوباره از خط اول ستاره می خواند

سلام دختر کوچه نمی روی از یاد

قسم به عشقو کلوچه نمیروی از یاد

پ.ن۱:دلم برای جیغ جیغ زدنات تنگ شده لیلی جونم

پ.ن۲:این شعر خودمه...