موهایت...
یاهو
مــوهــايــت را کــه از پُشــت مــيبنــديـــ
مِثــل مــاه مــيشــويــــ
مــوهــايــت را کــه بــاز مــيکنــي،
همــراه مــيشــوي!
مــن عــاشــق* آن لحظــهام
کــه در آغــوشــم،
مــاه بــا مــن همــراه مــيشــود . . .
قبل از خواب،
فقـط و فقــط به تــــو فکر میکنم،
به همه زندگیم؛ که تـــــو هستــــی...
به ترس از نبودنت . از سقوط آزادم ازجیب شلوارت
و می دانمــ كه میخوابیــــــــــــ ،
و قبلـ از بسته شدن چشم هایت،
به همه چـــیز فكـــر میكنــــي
جـــٌــــز مـــن....!!
♥شب خوش ♥
پ.ن۱: این شعر رو از وبلاگ http://www.manosoli.blogfa.com/ برداشتم!!بهش سر بزنید نوشته هاش محشره...
پ.ن۲:این روزا از همه دلگیرم،کاش من نبودم...
پ.ن۳:از همه آدمایی که ادعا میکنن منو دوست دارن بدم میاد،دوست داشتن که چه عرض کنم ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13:58 توسط راحیل جووون
|
تو کاردانی که بودیم 7تا بودیم (من ،مامان ندا،فاطی،الهام کوچیک،الهام بزرگ،سعیده،لیلا) زندگی خوابگاهی مون خیلی باحال بود وکلی خاطره خوب خوب داشتیم ....