......
گراهام عزیز !
تلفنے که زنگ نمے خورد که نیازے
به اختراع نداشت !!
حوصله ات سر رفته بود
" چسب ِ قلب " اختراع مے کردے ؛
مے چسباندیم روے این ترک هاے قلبِ صاحب مرده ـمان
و غصه ے زنگ نخوردن ِ تلفنے
که اختراعش نکرده اے را
نمے خوردیم !!
ساده بگویم گراهام بل عزیـــز !
حال ِ این روزهاے مرا ، تــو هم مقصرے....
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 15:20 توسط راحیل جووون
|
تو کاردانی که بودیم 7تا بودیم (من ،مامان ندا،فاطی،الهام کوچیک،الهام بزرگ،سعیده،لیلا) زندگی خوابگاهی مون خیلی باحال بود وکلی خاطره خوب خوب داشتیم ....