سلاااااااااااااااااااام

خوبین؟

ما هنوز هم خوشحالیم با اینکه یه کمی ناراحت بودیم ولی باز خوشحالیم!!!
ما خوشحالیم که قراره فردا بریم اصفهان واصلا هم به ما ربطی نداره که شاید وجود ما یه نفر رو اذیت کنه!!

ما فردا میرویم اصفهان وحسابی هم شیطنت میکنیم تا آن یک نفر حسابی دلش بسوزد که ما را ندارد وبه حال افرادی که کنار ما هستند غبطه بخورد!!!تازه دلش هم قیلی ویلی برود.(راحیل با لبخند شیطانی)

فردا در اصفهان اتفاقات بزرگی رخ میدهد،ولی اگر دیدید که من رفتم ودیگه برنگشتم ،بدونید اون یه نفر دلش خیلی سوخته ،بعدش نفرینم کرده واز اینا دیگه...

از همه ی اینا بگذریم ما خیلی خیلی خوشحالیم که ۵شنبه قراره با نداجونی بریم بیرون وحسابی هم میخواهیم خوش بگذرانیم ودل همه رو بسوزانیم!!

ما خیلی خیلی خوشحالیم که با زهرا اینقد صمیمی شدیم که صدای همکلاسی هاش درآومده که این راحیل کی هس؟از کجا اومده یهو که همه فکر وذکر زهرا شده وما حسابی میذوقیم...

نمیدونم چرا دارم آپ میکنم ،آخه الان اصل حسش نیست!!شاید هم بعدش پاکش کردم...

پ.ن۱: نگاه نکنید که من دختر شیطونی شدم،دعا کنید فردا اتفاق یک سال ویک ماه پیش رخ نده!!اگه رخ بده ،دیگه یک سال هم صبر نمیکنم،عمرا دیگه خونشون برم!!درسته آدم بی رگی هستم ولی معذبم وقتی میبینم تو اون خونه هر کاری میکنم سایه یه نفر همراهم هس وهمیشه مراقبه!!

پ.ن۲:نگرانم،ناراحتم ولی با همه اینا میخندم تا همه فکر کنند روزگارم عالی ست...